الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
305
الغدير ( فارسى )
مناشده « 1 » و احتجاج به حديث غدير واقعهء غدير خم از صدر اسلام و سدههاى نخستين تا عصر حاضر پيوسته و بدون انقطاع از اصول مسلّم و حوادث غير قابل ترديد بوده است ، به طورى كه نزديكان به اين داستان ايمان و اذعان داشته و دشمنان و مخالفان بدون اينكه ترديد يا انكارى به خود راه دهند ، آن را روايت كردهاند . حقيقت امر اين است كه هرگاه مناظرهاى ميان موافق و مخالف درگرفته و قضيه به روايت حديث غدير منتهى گشته است ، ناچار مخالفان و معارضان بدان تن در داده و نتوانستهاند با هيچ نيرنگ و جدلى آن را ناديده انگارند . بنابراين ، ميان صحابه و تابعين ، چه پيش از دوران خلافت ظاهرى امير المؤمنين على عليه السّلام و چه در عهد خلافت آن جناب و اعصار بعد از آن ، استدلال به قضيهء غدير و يادآورى بدان با مبادلهء سوگند بسيار داده است . نخستين استدلال بدين منوال ، گفتوشنودى است كه ميان امير المؤمنين عليه السّلام و معاصرانش در مسجد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بعد از رحلت آن حضرت به وقوع پيوسته است . اين ماجرا را سليم بن قيس هلالى در كتاب خود به تفصيل بيان داشته است و علاقهمندان مىتوانند بدان مراجعه نمايند و ما در اينجا مناشدات تحقق يافتهء حضرتش را ذكر مىكنيم .
--> ( 1 ) . مناشده : سوگند دادن و احتجاج : حجّت آوردن .